متن یادگاری…

متن زیر رو میخوام به عنوان یادگاری تقدیم کنم به بچه های هم دوره ای! اگه کسی نظرری داره بگه که اصلاحش کنم بعد تقدیمش کنم!

هر دوره ای از زندگی، یه روزی شروع میشه و یه روزی تموم میشه و حالا روز تموم شدن دوره لیسانس فرا رسیده. چیزی که از این دوران مونده یه تعدادی خاطره است که تلخی و شیرینی اش لبخندی رو به یاد آدمهایی که تو این روزها شناختم روی لبهام می نشونه و تجربیات تلخ و شیرین اش می تونه چراغی باشه برای ادامه مسیر زندگیم. من با این آدم ها رشد پیدا کردم و به اینجا رسیدم….

چیزی که مطمئناً در سالهای بعد خوشحالم می کنه اینه که اون آدمهایی که تو بازه ای از زندگیم اومدن و خاطراتی و تجربیاتی رو برام رقم زدن ببینم تا با مرور روزهای خوش گذشته انرژی بگیرم و پرشور و پر امید ادامه بدم.

در نهایت اینکه، هیچوقت تصور نمیکردم که تا این حد نسبت به دانشکده فنی و دانشگاه تهران تعصب پیدا کنم… اما امروز به دانشکده فنی با تمام خوبی ها و بدی ها، سختی ها، آدمهای عجیب و غیر قابل پیش بینی اش، اساتید با سواد و بعضاً کم سوادش، نیمکت های قدیمی اش، دانشجوهای باصفاش و حتی ساختمان قدیمی اش عشق می ورزم!

امیدوارم همیشه، همه جا زیر سقف آبی خداوند عالمیان پایدار و سربلند و پیروز باشید.

یاحق

علیرضا

این نوشته در خاطرات گذشته, دانشگاه ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

9 پاسخ به متن یادگاری…

  1. دویدن به هیچ کجا می‌گوید:

    رویاها همیشه از واقعیت زیباترند . رویاهای یک مرد تنها …

  2. اندیشه می‌گوید:

    اوی…سلام نلیکم
    دیم…به قوله نفر اول رویاها همیشه از واقعیت زیباترن…
    سیم…ما که نرفته عشقه فنی هستیم….
    چهارم…ایشا الله به سلامتی و دلخوش…
    پنجم…وا اینا چرا پرچم رو پاره کردن؟!!!!!!
    یا حق

  3. اندیشه می‌گوید:

    امشب

    تکلیف پنجره

    بی چشمهای باز تو روشن نیست!.

    قیصر ایمن پور هم رفت …شاعر دوران کودکی تا حالمان

  4. امیرمحمد اعتمادی می‌گوید:

    سلام.
    ناز و خرام خزان
    در
    دایره ی افسون .

  5. بیتا می‌گوید:

    چرا آپ نمی کنی پس!!!!!!!!!!

  6. مینا می‌گوید:

    سلام حالاکجاشو دیدی بعد لیسانس فوق لیسانس باخاطره های بهتر

  7. مجتبی می‌گوید:

    گفتم بگو
    سکوت کردو هیچ نگفت و رفت
    من هنوز گوش میکنم
    متنی رو که نوشتی خیلی باحال بود ساده و کامل خاطراتو میاره تو ذهن آدم ….

  8. محمدحسین رحمانی می‌گوید:

    خیلی خوب بود ایول از اینکه با احساس به اطرافت نگاه می کنی به نظر من اگه از بعد از ظهر ها هم یه چی بگی بهتره چون آدم رو یاد غروب آفتاب می اندازه و احساسی تر می شه….

  9. غزال می‌گوید:

    مرسی ممنون ازشما متن های یادگاری خیلی خوب بودن که من پیدا کردم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>